افراد خونسرد و بی اعتنا خاصه آنهایی که همه چیز را از دریچۀ مصالح و منافع شخصی ببینند در جهان زیاد هستند.این گونه آحاد و افراد بشری به زیان و ضرر دیگران کاری ندارند. همان قدر که بارشان به منزل برسد و مقصودشان حاصل آید اگر دنیا را آب ببرد آنها را خواب می برد. به این دسته از مردم چنانچه در زمینۀ عدم توجه به مصالح اجتماعی ایراد و اعتراض شود شانه بالا انداخته در نهایت خونسردی و بی اعتنایی به این عبارت مثلی تمثل می جویند و می گویند:"خودم جا، خرم جا. زن صاحبخانه خواه بزا خواه نزا!"

 

یا به طور خلاصه می گویند: "خودم جا، خرم جا" مجازاً یعنی سود و زیان دیگران به من چه ارتباطی دارد؟ باید در فکر تأمین و تدارک منافع و مصالح خویش بود لاغیر.( دیگی که برای من نجوشه ، توش سر سگ بجوشه !)

 

عبارت بالا که سالهای متمادی در منطقۀ غرب ایران هنگام وضع حمل زنان باردار مورد استفاده و اصطلاح قرار می گرفت از واقعۀ تاریخی جالبی ریشه گرفته که نقل آن خالی از لطف و فایده نیست.

 

خواجه نصیرالدین طوسی قبل از آنکه مورد توجه ناصرالدین شاه محتشم واقع شود و به دربار اسماعیلیله راه یابد یک بار به بغداد رفت تا یکی از تألیفاتش را که در مدح اهل بیت پیغمبر اکرم (ص) بود به مستعصم خلیفۀ عباسی تقدیم نماید. در این مورد میرزا محمد تنکابنی چنین می نویسد:

 

"... آنچه مشهور است اینکه محقق طوسی در مدت بیست سال کتابی تصنیف کرد که در مدح اهل بیت پیغمبر (ص) بود. پس از آن کتاب را به بغداد برد که به نظر خلیفۀ عباسی برساند. پس زمانی رسید که خلیفه با ابن حاجب در میان شط بغداد به تفرج و تماشا اشتغال داشتند. پس محقق طوسی کتاب را در نزد خلیفه گذاشت، خلیفه آن را به ابن حاجب داد. چون نظر ابن حاجب ناصب به مدایح آل اطهار پیغمبر علیهم صلوات افتاد آن کتاب را به آب انداخت و گفت:"اعجنبی تلمه" یعنی خوش آمد مرا از بالا آمدن آب در وقتی که این کتاب را به آب انداختم و قطراتی از آب بالا آمدند! پس بعد از اینکه از آب بیرون آمدند محقق طوسی را طلبیدند.

 

"ابن حاجب گفت:"که ای آخوند، تو از اهل کجایی؟" گفت:"از اهل طوسم."

"ابن حاجب گفت:"از گاوان طوسی یا از خران طوس!؟" خواجه فرمود که: "گاوان طوسم."

"ابن حاجب گفت:"شاخ تو کجاست؟"

"خواجه گفت:"شاخ من در طوس است، می روم و آن را می آورم!" پس خواجه با نهایت ملال خاطر روی به دیار خویش نهاد و از ترس عمال ابن حاجب بدون آنکه توشه و زاد راحله ای بردارد با مرکوبش که دراز گوش نحیف وامانده ای بود از بیراهه به ایران مراجعت کرد."

 

پس از چندی شبانه روز به قریه ای از قرای کردستان رسید و به دنبال پناهگاهی می گشت تا شبی را به روز آورده خود و چهار پایش رنج خستگی را از تن بزدایند. در این موقع عده ای زن و مرد را به حال اضطراب و نگرانی دید. از جریان قضیه جویا گردید معلوم شد زن روستایی چند روز است برای وضع حمل دچار سختی شده اکنون میان مرگ و زندگی دست و پا می زند.

 

خواجه فرصت را مغتنم شمرده مدعی شد که بیمار باردار را بدون هیچ خطری بزایاند. وابستگان زن دهاتی مقدم خواجه را گرامی شمرده در مقام پذیرایی و بزرگداشت وی برآمدند. خواجه دستور داد قبلاً مرکوب خسته و فرسوده اش را تیمار کرده در طویلۀ گرم جای دادند و آب و علوفه اش را تدارک دیدند. سپس فرمان داد اطاق گرم و تمیزی برای آسایش و استراحت خودش آماده کردند. پس از آنکه از این دو رهگذر خیالش راحت شد و غذای گرم و مطبوعی به اشتهای کامل صرف کرد با اطلاعاتی که در علم پزشکی داشت برای رفع درد و زایمان بیمار تعلیمات لازم داده ضمناً دعایی نوشت و به دست صاحبخانه داد و گفت:"این دعا را با مقداری گشنیز بر ران چپ زائو ببندید و مطمئن باشید که به راحتی فارغ خواهد شد ولی متوجه باشید که پس از وضع حمل دعا را از ران چپش فوراً باز کنید و گرنه روده هایش را بیرون خواهد آورد."

 

اتفاقاً زکریای قزوینی راجع به خاصیت گشنیز که در حکایت بالا ذکر شده چنین می نویسد:

"کزبره: او را به پارسی گشنیز خوانند و شیخ الرییس گوید که اگر کزبره را به آهستگی از بیخ برکنند و بر ران زنی ببندند که زادن او دشخوار بود در حال خلاص یابد."

 

باری، هنوز دیر زمانی از تجویز خواجه و بستن دعا بر ران چپ بیمار حامله نگذشته بود که به راحتی وضع حمل کرد و از خطر مرگ نجات یافت.

 

بامدادان خواجه نصیرالدین طوسی بر درازگوش سوار شده با زاد و توشۀ کافی به جانب طوس روان گردید. پس از چندی چون دعا کردند دیدند که خواجۀ طوسی چنین نوشته بود:"خودم جا، خرم جا. زن صاحبخانه خواه بزا، خواه نزا!"

شنیده شد که این دعا دیر زمانی در بعضی از قراء و قصبات مناطق غرب ایران برای زایمانهای سخت و دشوار چون حرز جواد به کار می رفت و رفته رفته به صورت ضرب المثل درآمد.

 

 

 

 

ضرب المثل فارسی, ضرب المثل های فارسی, ضرب المثل ها, ضرب المثل های ایرانی, مثل آباد ضرب المثل فارسی, ضرب المثل های فارسی, ضرب المثل ها, ضرب المثل های ایرانی, مثل آباد

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : zarinskin |

معنای احکام


دستورهاى عملى اسلام كه وظيفه انسان ها را نسبت به كارهايى كه بايد انجام دهند و يا از آن دورى كنند، مشخص مى كند، احكام گويند.

 

اقسام احکام


احكامى كه وظيفه مكلّفان را معلوم مى كند، پنج قسم است :

واجب ، حرام ، مستحب ، مكروه ، مباح

 

واجب : كارى است كه انجام دادن آن لازم است و ترك آن عقاب دارد، مانند نماز و روزه .

 

 

احکام بانوان

 

 

حرام : كارى است كه ترك آن لازم و انجام دادنش عقاب دارد،مانند دروغ و ظلم .

 

مستحب : به كارى مى گويند كه انجام دادنش بهتر است و ثواب دارد، مانند صدقه دادن .

 

مكروه : كارى است كه ترك آن نيكو مى باشد، ولى انجام دادنش عقاب ندارد، مانند فوت كردن به غذا و خوردن غذاى داغ .

 

مباح : به كارى گويند كه انجام دادن و ترك آن مساوى است ، نه عقاب دارد و نه ثواب ، مانند راه رفتن و نشستن .

 

احتياط مستحب : احتياطى است غير فتواى فقيه ، و رعايت آن واجب نيست .

 

احتياط واجب : امرى است كه مطابق احتياط بوده ولى فقيه در آن فتوا نداده است ، در چنين مواردى مقلّد مى تواند به فتواى مجتهد ديگر كه در رتبه بعد قرار دارد (فالا علم ) عمل كند.

 

احوط: منطبق با احتياط.

 

اظهر: ظاهرتر و روشن تر، از فتواست و مقلّد بايد طبق آن عمل كند.

 

آغاز عبادت


بلوغ

در آغاز جوانى هر فردى تحولى بزرگ در او رخ مى دهد. قواى جسمى و روحى اش شكوفا مى شود، عشق و اميد در او موج مى زند. احساس مى كند شخصيتى پيدا كرده ، ديگر تابع اين و آن نيست . مى خواهد خودش مستقل باشد، خودش ‍ تصميم بگيرد، يعنى ديگر او ((بالغ )) شده ، ولى چه كند، نمى داند از ميان هزاران راهى كه در پيش چشمان او رخ مى نمايد كدام را انتخاب كند. مى خواهد سعادت ابدى را تحصيل كند. احساس مى كند به رهنمايى آگاه و دلسوز نياز دارد. پيك الهى را مى بيند كه با نامه اى آسمانى به سويش آمده دست او را مى بوسد و نامه اش را مى گشايد، همه چيز در آن هست ، ديگر جايى براى نگرانى باقى نمانده ، راه از چاه و حق از باطل برايش روشن شده است و به شكرانه اين كه خدا تاج عزّت بر سر او نهاده است ((جشن تكليف )) مى گيرد، يعنى از اين به بعد ((مكلّف )) شده است و نسبت به احكام وظيفه دارد.

 

عبادت

 

علائم بلوغ


بعضى پس از چند ماه كه از بلوغشان گذشته تازه متوجه مى شوند كه بالغ بوده اند و در اين مدت وظايف خود را انجام نداده اند.

 

تشخيص اين مساءله آسان است ولى بياييد كمى دقت كنيم ، بلوغ سه نشانه دارد اگر يكى از آنها در دختر ديده شود بالغ شده است .

 

1 - سن بلوغ

باز هم توجه داشته باشيم كه سن بلوغ بر اساس سال قمرى است .

سن بلوغ در دختران تمام شدن نُه سال قمرى است .

سال قمرى ده روز و هجده ساعت از سال شمسى كمتر است .

حالا بياييد 96 روز و 18 ساعت را از 9 سال شمسى كم كنيم تا سن بلوغ دختران بر اساس سال شمسى به دست آيد.

 

استفتاء

سن بلوغ دختر تمام شدن نُه سال قمرى است ، ولى تكاليفى كه قدرت بر انجام آن نداشته باشد، مثل روزه ، از جهت عدم قدرت ساقط است . ولى اگر مى تواند در همان رمضان بطور منفصل (مثلا يك روز در ميان )  انجام دهد و به وظيفه اش عمل كند.

 

2 - روئيدن مو :

يكى ديگر از علايم بلوغ روئيدن ((مو)) در زير شكم است .

 

3 - عادت ماهانه

از نشانه هاى مهم بلوغ در دختران افزايش طول قد، بزرگ شدن پستانها و لگن خاصره است و سرانجام عادت ماهانه است . همه اين نشانه ها دليل بر آن است كه دختر نوجوان قادر به توليد مثل است و عادت ماهانه پايان رشد سريع بدنى دختران را اعلام مى دارد.

 

نگاهى به دوران پيش از بلوغ


وقتى انسان به حد تكليف رسيد بايد نظرى به دوران قبل از بلوغ خود بيندازد تا اگر وظيفه اى از دوران پيش از بلوغ بر عهده وى آمده آن را انجام دهد.

 

به چند نمونه توجه كنيد:

خمس : اگر بچه خردسالى سرمايه اى داشته باشد و از آن منافعى به دست آيد، بنابر احتياط مستحب بعد از آن كه بالغ شد بايد خمسش را بدهد.

 

جبران حقوق مردم : اگر بدون رضايت صاحب مال ، در مال او تصرف كند يا چيزى از اموال او را از بين ببرد و يا چيزى از اموال ديگران را بردارد، پس از آن كه بالغ شد بايد خسارتش را بپردازد و يا صاحب آن را راضى كند ( اگر ولّى شخص نابالغ صاحب مال را راضى نكرده باشد).

 

دختر پس از بلوغ مى تواند در اموال خود تصرف كند، ولى اگر به حدى از رشد نرسيده كه بتواند سود و زيان خود را بسنجد، هنوز حق تصرف در اموال خود را ندارد و مسؤ وليت اموال او با پدر و پدر بزرگ (پدرى ) اوست .

 

اجتهاد و تقليد


دين اسلام بر اساس اعتقادات صحيح و حق و دستوراتى براى انجام دادن و ترك كردن چيزهايى در زمينه هاى گوناگون ، بنا شده است .

 

در اعتقادات ، تقليد جايز نيست . در اعمال و دستورهاى غير اعتقادى ، امّا ضرورى دين ، هم تقليد لازم نيست ، ولى در غير ضروريات اگر شخص مجتهد باشد، يعنى ، بتواند از روى دلايل شرعى وظيفه خود را تشخيص دهد، بايد طبق نظريه خود عمل كند. در غير اين صورت ، عقل براى او دو راه معين كرده است :

 

الف ) تقليد: يعنى بر طبق فتاواى مجتهدى كه واجد شرائط است ، عمل كند.

 

ب ) احتياط: يعنى با توجه به نظر تمامى و يا گروهى از مجتهدان ، آنچه را مطابق احتياط مى بيند، عمل كند.

 

چرا در مسائل دينى بايد تقليد كنيم


انسان هنگامى كه چشم به اين جهان مى گشايد چيزى نمى داند، ناچار بايد از تجارب و از اندوخته هاى علمى ديگران بهره مند شود، زيرا پيمودن راه پر پيچ و خم زندگى نياز به علم و دانش است .

 

اساساً زندگى روى دو پايه محكم استوار است : ((دانستن )) و ((عمل كردن ))

 

بر مبناى همين اصل نخستين است كه انسان زندگى را آغاز مى كند، و سپس با كمك غرايز راه و رسم زندگى را آموخته و درِ كمال و سعادت به روى او باز مى شود و آن غريزه ((تقليد)) است كه با منطق صحيح عقل و فطرت همراه است .

 

بر اساس همين منطق و فطرت است كه ما در زندگى روزمره براى ساختن عمارت به معمار و بنّاء، و در دوختن لباس به خياط، و هنگام بيمارى به طبيب مراجعه مى كنيم .

 

به هر حال عقل و فطرت ما را در هر رشته اى به كارشناس و متخصص آن ارجاع مى دهد.

 

همچنين بر اساس همين منطق است كه در تعليمات دينى و قوانين الهى مردم به پيروى از فقهايى كه در تشخيص احكام الهى مهارت دارند، رهنمون مى شوند، فقهايى كه ساليان طولانى با استعداد سرشار خود در راه علم و دانش قدم برداشته ، و به مقام شامخ اجتهاد رسيده اند و مى توانند قوانين الهى را از مدارك اصلى آن استخراج و استنباط كنند در دسترس مردم قرار دهند.

 

فقهايى كه رهبران و راهنمايان دينى مردم هستند و از طرف پيشوايان الهى اسلام اين مقام بزرگ به آنها اعطاء شده است تا افراد را در تمام شئون دينى رهبرى كنند.

 

شرائط مرجع تقليد


مساله 1 :

مجتهدى كه انسان از او تقليد مى كند بايد داراى چنين شرايطى باشد:


مرد باشد، عاقل باشد، شيعه دوازده امامى باشد، حلال زاده باشد، آزاد باشد، زنده باشد، عادل باشد، و بنابر اظهر از مجتهدان ديگر اعلم باشد و مجتهد اعلم كسى است كه در استخراج احكام (از منابع آن ) از مجتهدان ديگر استادتر باشد.

راه هاى شناخت مجتهد اعلم

 

مساءله 2 :

مجتهد و اعلم را از سه راه مى توان شناخت :


الف ) خود انسان يقين كند، مثل اينكه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.

 

ب ) آن كه دو نفر عالم عادل كه مى توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند، مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند، به شرط آن كه دو نفر عالم عادل ديگر، با گفته آنان مخالفت نكنند،

 

ج ) آن كه عده اى از اهل علم كه مى توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند و از گفته آنان اطمينان پيدا مى شود، مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند. بلكه از هر راهى كه انسان ، اطمينان به اعلم بودن كسى پيدا كند، بنابر اظهر مى تواند به همان اكتفا كند.

 

مساءله 3 :

اگر شناختن اعلم ، مشكل باشد و انسان ، گمان به اعلم بودن كسى دارد، در صورتى كه گمان او به حدّ اطمينان برسد، بايد از او تقليد كند، بلكه اگر اطمينان براى او حاصل نشد، ترجيح كسى كه فقط به اعلم بودن او گمان دارد يا احتمال مى دهد، بعيد نيست .

 

ولى بهتر اين است كه در اين صورت ، به قول كسى عمل كند كه موافق احتياط باشد. و اگر چند نفر در نظر او اعلم از ديگرانند، و با يكديگر مساوى باشند، بايد از يكى از آنان تقليد كند.

 


راه هاى بدست آوردن فتواى مجتهد

 

مساءله 4 :

راه هاى به دست آوردن فتواى مجتهد، عبارت است از:


الف ) شنيدن از خود مجتهد

 

ب ) شنيدن از دو نفر عادل كه فتواى مجتهد را نقل كنند

 

ج ) شنيدن از كسى كه مورد اطمينان ، و راستگو است

 

د) ديدن در رساله مجتهد در صورتى كه به درستى آن رساله اطمينان داشته باشد،بنابر احوط

 

مساءله 5 :

اگر مجتهد اعلم در مساءله اى فتوا دهد، كسى كه از او تقليد مى كند، نمى تواند در آن مساءله ، به فتواى مجتهد ديگر عمل كند،ولى اگر مجتهد او فتوا ندهد و بفرمايد:((احتياط آن است كه فلان طور عمل شود.)) مثلا بفرمايد: ((احتياط آن است كه در سه مرتبه تسبيحات اربعه (سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر) بگويند)) ، بايد مقلد به اين احتياط - كه احتياط واجب مى گويند- عمل كند و سه مرتبه بگويد و يا بنابر احتياط واجب ، از مجتهدى كه علم او از مجتهد اعلم كمتر و از مجتهدهاى ديگر بيشتر و يا مساوى است ، عمل كند، پس اگر او يك مرتبه گفتن را كافى بداند، مى تواند يك مرتبه بگويد.

 

مساءله 6 :

اگر مجتهد اعلم بعد از آن كه در مساءله اى فتوا داده ، احتياط كند و مثلاً بفرمايد: ((ظرف نجس را اگر يك مرتبه در آب كر بشويند، پاك مى شود، اگر چه احتياط آن است كه سه مرتبه بشويند)) مقلّد او نمى تواند در آن مساءله ، به فتواى مجتهد ديگر عمل كند، بلكه بايد يا به فتوا عمل كند، يا به احتياط بعد از فتوا- كه آن را احتياط مستحب مى گويند- عمل كند.

 

مساءله 7 :

فقها، براى تقليد ابتدايى ، زنده بودن مجتهد را شرط مى دانند، امّا اگر مرجع تقليد انسان از دنيا رفت ، در اين كه ((آيا مى تواند بر تقليد او باقى بماند يا به مجتهد زنده مراجعه كند؟)) مورد اختلاف است . پس اگر كسى در اين مساءله ، مجتهد بود، طبق نظر خودش عمل مى كند و گر نه طبق نظر مجتهد زنده اعلم عمل مى كند.


مساءله 8 :

مسائلى را كه انسان غالباً به آنها احتياج دارد، واجب است ياد بگيرد


مساءله 9 :

اگر مكلف مدتى اعمال خود را بدون تقليد انجام دهد، در صورتى اعمال او صحيح است كه بفهمد به وظيفه واقعى خود عمل كرده است و يا عمل او با فتواى مجتهدى كه وظيفه اش تقليد از او بوده ، يا با فتواى مجتهدى كه فعلاً بايد از او تقليد كند، مطابق باشد و عباداتى را كه قبلاً انجام داده ، با قصد قربت انجام داده باشد.

 

 




ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : zarinskin |

 

 

امام حسین(ع)

 

1. ل تقولنّ في أخیک إذا تواری عنک إلاّ ما تحب أن یقول فیک إذا تواریت عنه.

برای برادری که شما را ترک کرده است چیزی نگوئید آنچه را که دوست دارید برای شما بگویند در هنگام ترک کردن بگویند.

 

2. للسلام سبعون حسنة تسع و ستون للمبتدیء و واحدة للراد.

برای سلام کردن هفتاد حسنه است. شصت و نه حسنه برای ابتداء کننده به سلام و یک حسنه برای کسی که جواب می دهد.

 

3. الناس عبید الدنی و الدین لعق علی ألسنتهم یحوطونه ما درّت معائشهم فإذا محّصوا بالبلاء قل الدیّانون.

مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه ای است بر زبانشان و آن را همان طور که زندگیشان بگذرد تغییر می دهند. پس هنگامی که به بلا گرفتار می شوند دینداران کم هستند.

 

4. قال و هو یوصي ابنه: أي بني، إیاک و ظلم من لا یجد علیک ناصراً إلا الله جل و عز.

در وصیت به فرزندشان فرمودند: ای فرزندم بر حذر باش از ظلم به کسی که در مقابل تو کسی را جز خدای عزّوجلّ ندارد.

 

5. إیاک و ما تعتذر منه فإن المؤمن لا یسيء و لا یعتذر و المنافق کل یوم یسيء و یعتذر.

بر حذر باش از آنچه باید به خاطرش عذرخواهی کنی چرا که مؤمن خطائی نمی کند که معذرت خواهی کند و منافق هر روز خطاء می کند و معذرت خواهی می کند.

 

6. ل یکمل العقل إلا باتّباع الحق.

عقل کامل نمی شود مگر با تبعیت کردن از حق.

 

7. العلم لقاح المعرفة، و طول التجارب زیادة في العقل، و الشرف التقوی و القنوع راحة لأبدان، و من أحبک نهاک...

علم ماده و ریشه معرفت است و تجربه های طولانی عقل را زیاد می کند و شرافت تقوا و قناعت، راحتی جسم را به دنبال دارد و هر که تو را دوست دارد تو را (از بدی ها) نهی می کند.

 

8. قیل له کیف أصبحت یابن رسول الله؟ قال: أصبحت ولي رب فوقی، و النار أمامي، و الموت یطلبني، و الحساب محدق بي و أنا مرتهن بعملي، لا أجد ما أحب، و لا أدفع ما أکره، و الأمور بيد غیري فإن شاء عذّبني، و إن شاء عفا عنّي، فأيّ فقیر أفقر مني؟!...

به حضرت خطاب شد چگونه صبح کردید یابن رسول الله؟ فرمودند صبح کردم در حالی که برای من پروردگاری است در بالای سرم و آتشی در مقابل من و مرگ مرا می طلبد و حساب مرا از هر طرف احاطه کرده است و من در گرو عمل خود هستم. نمی یابم هر آنچه را که دوست دارم و دفع نمی کنم آنچه را که دوست ندارم و امور من به دست غیر من است پس اگر بخواهد عذابم می کند و اگر بخواهد مرا می بخشد پس چه فقیری فقیرتر از من است؟!

 

9. افعل خمسة اشیاء و أذنب ما شئت، فأول ذلک: لا تأکل رزق الله و اذنب ما شئت و الثاني أخرج من ولاية الله و أذنب من شئت، و الثالث: اطلب موضعاً لا یراک الله و أذنب ما شئت و الرابع: إذا جاء ملک الموت لیقض روحک فادفعه عن نفسک و اذنب ما شئت و الخامس: إذا أدخلک مالک في النار فلا تدخل في النار و أذنب ما شئت.

پنج عمل انجام بده و بعد هر چه می خواهی گناه کن: اول اینکه رزق خدا را نخور و دوم از ولایت و حکومت خدا خارج شو و سوم جائی را پیدا کن که خدا تو را نبیند و چهارم هنگامی که ملک الموت را برای قبض روحت می آید آن را از خود دور کن و پنجم زمانی که تو را می خواهند وارد آتش کنند داخل در آتش (جهنم) نشو.

 

10. یابن آدم إنّم أنت أیام کلما مضی یوم ذهب بعضک.

ای فرزند آدم همانا تو همچون روزها می باشی که هر روز که می گذرد از تو کم می شود.

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : zarinskin |

ترجمه فارسی نهج البلاغه در طلب باران
نظام آفرينش براي انسان
آگاه باشيد، زميني که شما را بر پشت خود مي‏برد، و آسماني که بر شما سايه مي‏گستراند، فرمانبردار پروردگارند، و برکت آن دو به شما نه از روي دلسوزي يا براي نزديک شدن به شما، و نه به اميد خيري است که از شما دارند، بلکه آن دو، مامور رساندن منافع شما مي‏باشند، و اوامر خدا را اطاعت کردند، به آنها دستور داده شد که براي مصالح شما قيام کنند و چنين کردند.
فلسفه آزمايشها
خداوند بندگان خود را که گناهکارند، با کمبود ميوه‏ها، و جلوگيري از نزول برکات، و بستن در گنجهاي خيرات، آزمايش مي‏کند، براي آنکه توبه‏کننده‏اي باز گردد، و گناهکار، دل از معصيت بکند، و پندگيرنده، پند گيرد، و باز دارنده، راه نافرماني را بر بندگان خدا ببندد، و همانا خدا استغفار و آمرزش خواستن را وسيله دائمي فرو ريختن روزي، و موجب رحمت آفريدگان قرار داد و فرمود: (از پروردگار خود آمرزش بخواهيد، که آمرزنده است، برکات خود را از آسمان بر شما فرو مي‏بارد، و با بخشش اموال فراوان و فرزندان، شما را ياري مي‏دهد، و باغستانها و نهرهاي پرآب در اختيار شما مي‏گذارد) پس رحمت خدا بر آن کس که به استقبال توبه رود، و از گناهان خود پوزش طلبد، و پيش از آنکه مرگ او فرا رسد، اصلاح گردد.
نيايش طلب باران
بار خداوندا! ما از خانه‏ها، و زير چادرها پس از شنيدن ناله حيوانات تشنه، و گريه دلخراش کودکان گرسنه، به سوي تو بيرون آمديم، و رحمت تو را مشتاق، و فضل و نعمت تو را اميدواريم، و از غذاب و انتقام تو ترسناکيم. بار خداوندا! بارانت را بر ما ببار، و ما را مايوس برمگردان! و با خشکسالي و قحطي ما را نابود مفرما، و با اعمال زشتي که بي‏خردان ما انجام داده‏اند ما را به عذاب خويش مبتلا مگردان، اي مهربانترين مهربانها! بار خداوندا! به سوي تو آمديم از چيزهايي شکايت کنيم که بر تو پنهان نيست و اين هنگامي است که سختيهاي طاقت فرسا ما را بيچاره کرده و خشکسالي و قحطي ما را به ستوه آورده، و پيشامدهاي سخت ما را ناتوان ساخته، و فتنه‏هاي دشوار کارد به استخوان ما رسانده است، بار خداوندا! از تو مي‏خواهيم ما را نوميد برمگرداني، و با اندوه و نگراني به خانه‏هايمان باز نفرستي، و گناهانمان را به رخمان نکشي، و اعمال زشت ما را قياس کيفر ما قرار ندهي، خداوندا! باران رحمت خود را بر ما ببار، و برکت خويش را بر ما بگستران، و روزي و رحمتت را به ما برسان، و ما را از باراني سيراب فرما که سودمند و سيراب‏کننده و روياننده گياهان باشد، که آنچه خشک‏شده دوباره بروياند، و آنچه مرده است زنده گرداند، باراني که بسيار پرمنفعت، روياننده گياهان فراوان، که تپه‏ها و کوهها را سيراب، و در دره‏ها و رودخانه‏ها، چونان سيل جاري شود، درختان را پربرگ نمايد. نرخ گراني را پايين آورد، همانا تو بر هر چيز که خواهي توانايي. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) فِى الْاِسْتِسْقاءِ: أَلا وَ إِنَّ الْأَرْضَ الَّتِى تَحْمِلُکُمْ، وَ السَّماءَ الَّتِى ‏تُظِلُّکُمْ‏، مُطِيعَتانِ لِرَبِّکُمْ، وَ ما أَصْبَحَتا تَجُودانِ لَکُمْ بِبَرَکَتِهِما تَوَجُّعاً لَکُمْ، وَ لا ‏زُلْفَةً إِلَيْکُمْ، وَ لا لِخَيْرٍ تَرْجُوانِهِ مِنکُمْ وَ لکِنْ أُمِرَتا بِمَنافِعِکُمْ فَأَطاعَتا، وَ أُقِيمَتا عَلى حُدُودِ مَصالِحِکُمْ ‏فَأَقامَتا. إِنَّ اللَّهَ يَبْتَلِى عِبادَهُ - عِندَ الْأَعْمالِ السَّيِّئَةِ- بِنَقْصِ الثَّمَراتِ، وَ حَبْسِ الْبَرَکاتِ، وَ إِغْلاقِ خَزائِنِ الْخَيْراتِ، لِيَتُوبَ تائِبٌ، وَ يُقْلِعَ مُقْلِعٌ، وَ يَتَذَکَّرَ مُتَذَکِّرٌ، وَ يَزْدَجِرَ مُزْدَجِرٌ، وَ قَدْ ‏جَعَلَ‏ ‏اللَّهُ‏ ‏سُبْحانَهُ‏ ‏الْإِسْتِغْفارَ سَبَباً لِدُرُورِ الِّرزْقِ وَ رَحْمَةً لِلْخَلْق، ‏فَقالَ‏: ‏اسْتَغْفِرُوا ‏رَبَّکُمْ‏ ‏إِنَّهُ‏ ‏کانَ‏ ‏غَفّاراً، ‏يُرْسِلِ‏ ‏السَّماءَ ‏عَلَيْکُم‏ ‏مِدْراراً ‏وَ ‏يُمْدِدْکُمْ‏ ‏بِأَمْوالٍ‏ ‏وَ ‏بَنينَ‏ ‏وَ ‏يَجْعَلْ‏ ‏لَکُمْ‏ ‏جَنّاتٍ‏ ‏وَ ‏يَجْعَلْ‏ ‏لَکُمْ‏ ‏أنْهاراً فَرَحِمَ اللَّهُ امْرَأً اسْتَقْبَلَ تَوْبَتَهُ، وَ اسْتَقالَ خِطِيئَتَهُ، وَ بادَرَ مَنِيَّتَهُ. اللَّهُمَّ إِنّا خَرَجْنا إِلَيْکَ مِنْ تَحْتِ الْأَسْتارِ وَ الْأَکْنانِ، وَ بَعْدَ عَجِيجِ الْبَهائِمِ وَ الْوِلْدانِ، راغِبِينَ فِى رَحْمَتِکَ، وَ راجِينَ فَضْلَ نِعْمَتِکَ، وَ خائِفِينَ مِنْ عَذابِکَ وَ نِقْمَتِکَ. اللَّهُمَّ فَاسْقِنا غَيْثَکَ، وَ لا تَجْعَلْنا مِنَ الْقانِطِينَ، وَ لا تُهْلِکْنا ‏بِالسِّنِينَ‏، ‏و ‏لا ‏تُؤاخِذْنا ‏بِما ‏فَعَلَ‏ ‏السُّفَهاءُ ‏مِنّا، يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ. اللَّهُمَّ إِنّا خَرَجْنا إِلَيْکَ نَشْکُو إِلَيْکَ ما لا يَخْفى عَلَيْکَ، حِينَ أَلْجَأَتْنَا ‏الْمَضايِقُ‏ ‏الْوَعْرَةُ، وَ ‏أَجاءَتْنَا ‏الْمَقاحِطُ الْمُجْدِبَةُ، وَ أَعْيَتْنَا الْمَطالِبُ الْمُتَعَسِّرَةُ، وَ ‏تَلاحَمَتْ‏ عَلَيْنَا الْفِتَنُ الْمُسْتَصْعَبَةُ. اللَّهُمَّ إِنّا نَسْأَلُکَ أَنْ لا تَرُدَّنا خائِبينَ، وَ لا تَقْلِبَنا ‏واجِمِينَ‏، ‏وَ ‏لا ‏تُخاطِبَنا بِذُنُوبِنا، وَ لا تُقايِسَنا بِأَعْمالِنا. اللَّهُمَّ انْشُرْ عَلَيْنا غَيْثَکَ وَ بَرَکَتَکَ وَ رِزْقَکَ وَ رَحْمَتَکَ، وَ اسْقِنا سُقْيا ‏نافِعَةً مُرْوِيَةً مُعْشِبَةً: تُنْبِتُ بِها ما قَدْ فاتَ، وَ تُحْيِى بِها ما قَدْ ماتَ، نافِعَةَ اْلحَيا، کَثِيرَةَ الْمُجْتَنى، تُرْوِى بِهَا ‏الْقِيعانَ‏، وَ تُسِيلُ ‏الْبُطْنانَ‏، وَ ‏تَسْتَوْرِقُ‏ ‏الْأَشْجارَ، وَ تُرْخِصُ الْأَسْعارَ، اِنَّکَ عَلى ما تَشاءُ قَدِيرٌ.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : zarinskin |

ترجمه فارسی نهج البلاغه پيکار با مردم شام
که مردم را براي پيکار با شاميان برانگيزانده است نفرين بر شما! که از سر زنشتان به ستوه آمدم. آيا به زندگاني اين جهان، به جاي زندگاني جاودان خرسنديد، و خواري را بهتر از سالاري مي‏پسنديد؟ هر گاه شما را به جهاد با دشمنان مي‏خوانم، چشمانتان در کاسه مي‏گردد، که گويي به گرداب مرگ اندريد، و يا در فراموشي و مستي به سر مي‏بريد. در پاسخ سخنانم در مي‏مانيد، حيران و سرگردانيد، گويي ديو در دلتان جاي گرفته و ديوانه‏ايد. نمي‏دانيد و از خرد بيگانه‏ايد. من ديگر هيچ گاه به شما اطمينان ندارم، و شما را پشتوانه خود نينگارم و در شمار يار و مددکار نپندارم. شتراني را مانيد مهار گشاده. چراننده خود را از دست داده. که چون از سوئيشان فراهم کنند، از ديگر سو بپراکنند. شما افروختن آتش جنگ کجا توانيد؟ که فريب ميخوريد و فريب دادن نمي‏دانيد. پياپي سرزمينهايتان را مي‏گيرند و پروا نداريد. ديده‏ها بر شما دوخته‏اند و از خواب غفلت سر بر نمي‏داريد. به خدا، مغلوب و خوارند، آنان که يکديگر را فرو گذارند. به خدا مي‏بينم اگر آسياي رزم به گردش درآيد، و اژدهاي مرگ دهان گشايد، پسر ابوطالب را بگذاريد و هر يک به سويي رو آريد. به خدا آن که دشمن ر
ا فرصت دهد تا گوشت وي را بخورد و استخوانش را بگدازد، و پوست از تنش جدا سازد، مردي است ناتوان و زبون، با دلي ضعيف در سينه درون. تو نيز اگر خواهي چنين باش که من نيستم. به خدا، پاي پس نگذارم و بايستم تا شمشير مشرفي از نيام برآيد، و سر از تن بپرد و دست و پاها اين سو و آن سو افتد، و از آن پس خدا هر چه خواهد کند.
مردم مرا بر شما حقي است، و شما را بر من حقي. بر من است که خير خواهي از شما دريغ ندارم، و حقي را که از بيت‏المال داريد بگزارم، شما را تعليم دهم تا نادان نمانيد، و آداب آموزم تا بدانيد. اما حق من بر شما اين است که به بيعت وفا کنيد و در نهان و آشکارا حق خيرخواهي ادا کنيد. چون شما را بخوانم بياييد، و چون فرمان دهم بپذيريد، و از عهده برآييد. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) فِى إِسْتِنْفارِ النَّاسِ إِلى أَهْلِ الشّامِ: ‏أُفّ‏ ‏لَّکُمْ‏ لَقَدْ سَئِمْتُ عِتابَکُمْ! أَرَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الاخِرَةِ عِوَضاً؟ وَ بِالذُّلِّ مِنَ الْعِزِّ خَلَفاً؟ إِذا دَعَوْتُکُمْ إِلى جِهادِ عَدُوِّکُمْ ‏دارَتْ‏ ‏أَعْيُنُکُمْ‏ کَأَنَّکُمْ مِنَ الْمَوْتِ فِى ‏غَمْرَةٍ، وَ مِنَ الذُّهُولِ فِى سَکْرَةٍ، ‏يُرْتَجُ‏ عَلَيْکُمْ ‏حَوارِى‏ ‏فَتَعْمَهُونَ‏، فَکَأَنَّ قُلُوبَکُمْ ‏مَأْلُوسَةٌ، فَأَنْتُمْ لا تَعْقِلُونَ، ما أَنْتُمْ لِى بِثِقَةٍ ‏سَجِيسَ‏ اللَّيالِى. ‏ما أَنْتُمْ بِرُکْنٍ ‏يُمالُ‏ ‏بِکُمْ‏، وَ لا ‏زَوافِرُ عِزٍّ يُفْتَقَرُ إِلَيْکُمْ مآ أَنْتُمْ اِلَّا کَإِبِلٍ ضَلَّ رُعاتُها، فَکُلَّما جُمِعَتْ مِنْ جانِبٍ انْتَشَرَتْ مِنْ اخَرَ، لَبِئسَ لَعَمْرُ اللَّهِ ‏سَعْرُ نارِ الْحَرْبِ أَنْتُمْ، تُکادُونَ وَ لا تَکِيدُونَ، وَ ‏تُنْتَقَصُ‏ أَطْرافُکُمْ فَلا ‏تَمْتَعِضُونَ‏، لا يُنامُ عَنْکُمْ وَ أَنْتُمْ فِى غَفْلَةٍ ساهُونَ! غُلِبَ وَ اللَّهِ الْمُتَخاذِلُونَ، وَ ايْمُ اللَّهِ إِنِّى لَأَظُنُّ بِکُمْ أَنْ لَّوْ ‏حَمِسَ‏ ‏الْوَغى، وَ ‏اسْتَحَرَّ الْمَوْتُ قَدِ انْفَرَجْتُمْ عَنِ ابْنِ أَبِيطالِبٍ ‏انْفِراجَ‏ ‏‏الرَّأْسِ‏‏. وَ اللَّهِ إِنَّ امْرَأً يُمَکِّنُ عَدُوَّهُ مِنْ نَفْسِهِ ‏يَعْرُقُ‏ ‏لَحْمَهُ‏، وَ يَهْشِمُ عَظْمَهُ، وَ ‏يَفْرِى‏ جِلْدَهُ، لَعَظِيمٌ عَجْزُهُ، ضَعِيفٌ ‏ما ‏ضُمَّتْ‏ ‏عَلَيْهِ‏ ‏جَوانِحُ‏ صَدْرِهِ! أَنْتَ فَکُنْ ذاکَ إِنْ شِئتَ، فَأَمَّا أَنَا ‏فَوَاللَّهِ‏ دُونَ أَنْ أُعْطِىَ ‏ذاکَ‏ ضَرْبٌ ‏بِالْمَشْرَفِيَّةِ تَطِيرُ مِنْهُ ‏فَراشُ‏ ‏الْهامِ‏، وَ ‏تَطِيحُ‏ ‏السَّواعِدُ وَ الْأَقْدامُ، وَ يَفْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ ذلِکَ ما يَشآءُ.
أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِى عَلَيْکُمْ حَقّاً، وَ لَکُمْ عَلَىَّ حَقٌّ: فَأَمَّا حَقُّکُمْ ‏عَلَىّ‏ فَالنَّصِيحَةُ لَکُمْ، وَ تَوْفِيرُ ‏فَيْئِکُمْ‏، عَلَيْکُمْ وَ تَعْلِيمُکُمْ کَيْلا تَجْهَلُوا، وَ تَأْدِيبُکُمْ کَيْما تَعَلَمُوا، وَ أَمّا حَقِّى عَلَيْکُمْ فَالْوَفآءُ بِالْبَيْعَةِ، وَ النَّصِيحَةُ فِى الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِيبِ، وَ الْإِجابَةُ حِينَ أَدْعُوکُمْ، وَ الطَّاعَةُ حِينَ امُرُکُمْ

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : zarinskin |

ترجمه فارسی نهج البلاغه اعراب پيش از بعثت
از خطبه‏هاي آن حضرت عليه‏السلام است (که پيش از حرکت به نهروان فرموده:) به تحقيق خداوند متعال فرستاد حضرت محمد صلي الله عليه و آله را در حالتي که ترساننده بود جهانيان را از عذاب الهي و امين بود بر آنچه به او نازل مي‏شد، و شما اي گروه عرب در آن هنگام پيرو بدترين کيش بوديد (که شرک و بت پرستي بود) و در بدترين جايگاه (حجاز) بسر مي‏برديد (که قحطي و فتنه و فساد در آنجا بسيار بود) در زمينهاي سنگلاخ و ميان مارهاي پر زهري که از آوازها نمي‏رميدند مانند اينکه کر بودند اقامت داشتيد، آب لجن سياه را مي‏آشاميديد، و غذاي خشن (مانند آرد جو پر سپوس و آرد هسته خرما و سوسمار) مي‏خورديد، و خون يکديگر را مي‏ريختيد، و از خويشاوندان دوري مي‏کرديد (بر اثر سختي معيشت و بدي اخلاق رعايت صله رحم نمي‏نموديد) بتها در ميان شما نصب شده بود (ساخته دست خود را پرستش مي‏نموديد) و از گناهان اجتناب و دوري نمي‏کرديد (پس به سبب وجود مقدس حضرت رسول اکرم از آن زندگاني بد و فساد عقيده و همه گرفتاريها نجات يافتيد و در ميان مردم دنيا به سيادت و بزرگي مشهور شديد، اکنون آيا سزاوار است که بر خليفه بحق و جانشين آن بزرگوار ياغي شده او را نافرماني کنيد).
و قسمتي از اين خطبه است (که پيشامد خود را بعد از وفات حضرت رسول اکرم بطور اجمال بيان مي‏فرمايد: چون مخالفين خلافت را که حق من بود غصب کردند): پس (در کار خويش) انديشه کرده ديدم در آن هنگام بغير از اهل بيت خود (بني‏هاشم) ياوري ندارم (و ايشان هم نمي‏توانستند با آن همه مخالفين ستيزه کنند، لذا) راضي نشدم که آنها کشته شوند، و چشمي که خاشاک در آن رفته بود به هم نهادم و با اينکه استخوان گلويم را گرفته بود آشاميدم، و بر گرفتگي راه نفس (از بسياري غم و اندوه) و بر چيزهاي تلختر از طعم علقم (که گياهي است بسيار تلخ) شکيبائي نمودم.
و قسمتي از اين خطبه است (که طريقه بيعت کردن عمرو ابن عاص با معاويه را بيان مي‏فرمايد، و مختصر اين قضيه آنکه پس از فراغت از جنگ جمل حضرت بکوفه تشريف آورد و در آنجا به معاويه نامه‏اي نوشت و در آن از او بيعت خواست و آنرا بوسيله جرير ابن عبدالله به جلي فرستاد، چون جرير وارد شام شد نامه را به معاويه داد، پس از آنکه معاويه نامه را خواند در انديشه فرو رفت و جرير را براي گرفتن پاسخ معطل نگاهداشت و گروهي از مردم شام را طلبيد و راجع به خونخواهي عثمان با آنها سخن گفت، ايشان با راي او موافقت نموده براي نصرت و ياريش خود را آماده نشان دادند، بعد از آن با برادرش عتبه ابن ابي‏سفيان در اين باب مشورت کرد، عتبه گفت: عمرو ابن عاص را در اين کار به کمک بطلب، زيرا تو به فتنه‏انگيزي و راي و تدبير او آگاهي، پس نامه‏اي به عمرو ابن عاص نوشت و در آن به کمالات او را بستود و به نصرت و ياري خويش و خونخواهي عثمان دعوتش نمود، عمرو در پاسخ او نوشت: نامه ترا خوانده مقصودت را فهميدم، بدانکه من حاضر نيستم از دين اسلام خارج شده به ضلالت و گمراهي و متابعت تو رو آورم و بروي علي ابن ابيطالب با آن همه فضائل و منزلت و شجاعت شمشير کشم، اي معاويه تو به مردن عثمان از حکومت شام معزول گشتي و بوسيله خونخواهي از او مي‏خواهي خلافت را براي خود بدست آوري و به اين حيله مانند مني را نمي‏توان فريب داد که در راه تو از دين گذشته جانبازي نمايم، معاويه چون نامه او را خواند دانست که بدون رشوه نمي‏توان راضيش نمود، و مي‏دانست که او خواهان حکومت مصر است، وعده حکومت مصر را به او داد، عمرو هم دنيا را بر آخرت اختيار کرده به معاويه پيوست، لذا حضرت مي‏فرمايد): عمرو به معاويه بيعت نکرد تا اينکه شرط کرد ثمن و بهائي (حکومت مصر را) در مقابل آن به او بدهد، پس دست فروشنده (دين بثمن دنيا) برکت نيابد، و عهد و پيمان خريدار (معاويه) سبب رسوائي او گردد، پس (اکنون که عمرو به معاويه پيوست) براي جنگ آماده شويد و لوازم آنرا فراهم کنيد که آتش کارزار افروخته و روشنائي آن بلند شد، و شکيبائي را شعار خود قرار دهيد (در جنگ پايداري کنيد و صدمات آنرا متحمل شويد) که مهمترين راه رسيدن بفتح و فيروزي و غلبه بر دشمن شکيبائي است. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) إِنَّ ‏اللَّهَ‏ بَعَثَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ نَذِيراً لِلْعالَمِينَ، وَ أَمِيناً عَلَى التَّنزِيلِ، وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلى شَرِّ دِينٍ وَ فِى شَرِّ دارٍ، ‏مُنِيخُونَ‏ بَيْنَ حِجارَةٍ ‏خُشْنٍ‏ وَ حَيَّاتٍ ‏صُمّ‏، تَشْرَبُونَ الْکَدِرَ، وَ تَأْکُلُونَ ‏الْجَشِبَ‏، وَ تَسْفِکُونَ دِماءَکُمْ، وَ تَقْطَعُونَ أَرْحامَکُمْ، أَلاَصْنامُ فِيکُمْ مَنْصُوبَةٌ، وَ الْاثامُ بِکُمْ ‏مَعْصُوبَةٌ.
وَ مِنْها: فَنَظَرْتُ فَإِذا لَيْسَ لِى مُعِينٌ إِلَّا أَهْلُ بَيْتِى فَضَنِنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَوْتِ، وَ ‏أَغْضَيْتُ‏ عَلَى الْقَذى، وَ شَرِبْتُ عَلَى ‏الشَّجى، وَ صَبَرْتُ عَلى أَخْذِ ‏الْکَظَمِ‏، وَ عَلى أَمَرَّ مِنْ طَعْمِ العَلْقَمِ.
وَ مِنْها: وَ لَمْ يُبايِعْ حَتّى شَرَطَ أَنْ يُؤْتِيَهُ عَلَى الْبَيْعَةِ ثَمَناً، فَلا ظَفِرَتْ يَدُ ‏الْمَبائِع‏، وَ ‏خَزِيَتْ‏ أَمانَةُ ‏الْمُبْتاعِ‏، فَخُذُوا لِلْحَرْبِ ‏أُهْبَتَها، وَ أَعِدُّوا لَها عُدَّتَها، فَقَدْ ‏شَبّ‏ ‏لَظاها، وَ عَلا ‏سَناها ‏وَ ‏‏اسْتَشْعِرُوا‏ ‏‏الصَّبْرَ‏ ‏فَإِنَّهُ‏ ‏أَدْعى ‏إِلىَ‏ ‏النَّصْرِ.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : zarinskin |

 

نقش غذاها در سلامت مردان چقدراست؟!

 

 

مردان در نظر عموم بايد افرادي قوي، قدر و داراي اندامي مردانه و جثه‌اي نسبتا بزرگ باشند البته لزوما همه مردان جثه‌اي بزرگ ندارند. از همه مهم‌تر سلامت آنها است. تغذيه نقش مهمي در سلامت مردان دارد. البته بيشتر مردان به تغذيه خود اهميت مي‌دهند. غذاي مردان بايد به گونه‌اي باشد که موجب بهبودي وضعيت سلامتشان شده و از بروز بسياري از بيماري هاي آنان جلوگيري مي کند. مردان در هر جنبه هاي زندگي متفاوت‌تر از زنان هستند. از جمله نيازهاي غذايي‌شان. اگر چه زنان در دوران باروري و دوران نوجواني، براي سلامت خود و جنينشان و محافظت در برابر سرطان پستان به مواد مغزي خاصي نياز دارند، اما مردان براي تقويت قواي جسماني و توده هاي عضلاني و پيشتري از سرطان پروستات نياز بيشتري به مواد مغزي دارند.
بسياري از غذاها شايد مورد علاقه مردان باشند اما انتخاب مناسبي براي سلامتشان نيست. رژيم غذايي سالم و فعاليت جسماني منظم مي‌تواند از بروز بيماري هاي قلبي و سرطان جلوگيري مي کند. بيماري هايي که قاتل مردان بعد از 35 سالگي است. غذاهاي مغزي همچنين مي تواند عملکرد جنسي مردان را تقويت کند. هر غذايي که براي سلامت سيستم قلبي عروقي مفيد باشد براي عملکرد جنسي مردان هم مفيد خواهد بود. مواد غذايي که براي بهبودي وضعيت جريان خون قلب به همه بخش هاي بدن مي شود مي‌تواند آن‌ها را در برابر سرطان و ساير بيماري هاي مزمن محافظت کند.مواد غذايي با کيفيت و سالم براي حفظ عملکرد سيستم ايمني و بيشتري از از دست رفتن استخوان ها تحليل عضلاني آسيب هاي اکسيداتيو محيطي لازم است. البته اين مواد غذايي به تنهايي اين کار را نمي کنند. به طور کلي نحوه زندگي سالم که شامل عدم مصرف سيگار و فعاليت جسماني منظم براي سلامت کلي مردان ضروري است.منظور ما از غذا‌ها تنها چند غذاي خاص نيست. منظور الگوي منظم غذايي و دريافت رژيم غذايي سرشار از مواد مغزي ضروري است. البته افزودن غذاهاي طلايي سرشار از مواد مغزي به رژيم و دريافت مولتي ويتامين ها مي تواند سبب تقويت مواد غذايي شود.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : zarinskin |

 

 

 

مسکن مهر

 

 

نمای مخلوط سیمان و رنگ نوعی معماری ایرانی -اسلامی است؟

معاون وزیر مسكن پنج شنبه شب درباره ویژگی نمای ساختمان هایی كه در قالب مسكن مهر ساخته می شود، گفت: در نمای كلیه این ساختمان ها، معماری ایرانی- اسلامی رعایت خواهد شد.

فاطمی عقدا در پاسخ به پرسش مجری درباره اینكه «آیا در مسكن مهر ضوابط قانونی مربوط به رعایت اصول نما اعمال و كنترل خواهد شد؟» نیز تاكید كرد: «شما بروید در پرند و هشتگرد ببینید مسكن مهر با چه نمایی ساخته می شود.»

اما در حالی كه پنج شنبه شب رییس مركز تحقیقات مسكن و ساختمان با تاكید فراوان بر رعایت معماری ایرانی-اسلامی در نمای ساختمان های مسكن مهر تاكید كرد، از آنچه در عمل قرار است اتفاق بیفتد، نشان می دهد تفاوت های آشكاری بین تاكیدها و واقعیت ها وجود دارد.

هرچند هنوز ساختمان های مسكن مهر در پرند و هشتگرد به مرحله نما نرسیده –فقط یك سازه در پرند مراحل اولیه نما را شروع كرده است- اما در متن تفاهم نامه ای كه زیرمجموعه های وزارت مسكن با انبوه سازان برای ساخت مسكن مهر امضا كرده اند، آمده است: در ساختمان های مسكن مهر برای نمای خارجی باید از «سیمان و سنگ» یا «سیمان و آجر» یا «سیمان و رنگ» استفاده شود.

حال سوالی كه در این باره مطرح است اینكه مخلوط سیمان و رنگ در نمای ساختمان بخشی از معماری ایرانی و اسلامی است یا اینكه مسوولان برای كاهش هزینه ساخت، چنین پیشنهادی به انبوه سازان ارائه كرده اند؟...../تحلیل:دنیای اقتصاد



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : zarinskin |

 

 

معرفی رشته زیست شناسی

 

 

هدف:


هدف این شاخه شناخت جانداران میکروسکوپی و مسائل مختلف مربوط به زندگی آنهاست.

 

علم میکروبیولوژی در مورد چگونگی استفاده بهینه از میکروارگانیسم ها و جلوگیری از ضررها و زیانهایی که میکروارگانیسم ها می توانند به حیات انسانها، دامها و نباتات وارد کنند، بحث می کند.

 

در گذشته به میکروبها شیطانهای نامرئی می گفتند اما امروزه باید به آنها فرشته های نامرئی بگوییم چرا که اگر میکروارگانیسم ها در چرخه حیات، وظیفه خویش را انجام ندهند، زندگی تمام موجودات از نباتات و حیوانات گرفته تا انسان به زوال کشیده می شود.

 

و باز بخشی از این میکروارگانیسم ها هستند که با ایجاد انواع بیماریهای عفونی زندگی بشر را به خطر می اندازند مانند "ابولا" که یک بیماری ویروسی ناشناخته بود و در آفریقا تعداد زیادی از افراد را به کشتن داد و یا "ایدز" که بشر را تا آستانه سال ۲۰۰۰ عاجز و ناتوان کرده است. بی شک نمی توان به نقش مهم میکروارگانیسم ها در هستی اعتقاد داشت و از اهمیت کاربرد رشته میکروبیولوژی که به عنوان بررسی میکروارگانیسم ها می پردازد، غافل ماند.

 

 

ماهیت:


اما میکروارگانیسم ها که اساس و پایه علم میکروبیولوژی را تشکیل می دهند، چه هستند؟

 

میکروارگانیسم ها موجودات ریز ذره بینی مانند: باکتریها، ویروسها، قارچهای میکروسکوپی و ژرتوزوئرها هستند که با چشم غیرمسلح دیده نمی شوند.

 

علم میکروبیولوژی که گرایشی از علم زیست شناسی است به بررسی و مطالعه میکروارگانیسم ها می پردازد. در این علم ارتباط میکروارگانیسم ها با خودشان و همچنین با موجودات عالی تر مانند انسان، حیوانات و گیاهان مورد بررسی قرار می گیرد.

 

رشته میکروبیولوژی که با میکروارگانیسم ها یعنی موجودات ریز ذره بینی سروکار دارد، دو جنبه مهم دارد. یکی مبارزه با میکروارگانیسم های خطرناک و بیماری زا که حیات انسانها، حیوانات و گیاهان را به خطر می اندازند و میکروبیولوژیست با شناسایی روش و مسیر ایجاد بیماری ها می تواند این مسیر را متوقف کرده و از چرخه و سیر بیماری جلوگیری کند و جنبه دیگر استفاده بهینه و مناسب از میکروارگانیسم ها برای تولید مواد غذایی و تبدیل بهینه صنایع غذایی مثل تهیه پنیر، ماست و یا حتی نان و همچنین تولید داروهای پزشکی و دامپزشکی می باشد.

 

اهمیت این رشته با توجه به نیاز صنایع غذایی و تخمیری به کارشناسان این رشته، نیاز علوم پزشکی و دارویی، نیاز سازمان های محیط زیست و مبارزه با آلودگی آن، نیاز کشاورزی و دام پروری، نیاز دانشگاه ها به مدرس و محقق و ... به خوبی روشن می شود.

 

 

گرایش های مقطع لیسانس:


گرانش میکروبیولوژی یکی از پنج گرایش رشته زیست شناسی سلولی و ملکولی است. اما لازم به توضیح است که ...

 

 

علم میکروبیولوژی گرایشهای مختلفی دارد که عبارتند از:


الف) گرایش پزشکی. در این گرایش میکروبهایی که برای انسان بیماری زا هستند و چگونگی فعالیت آنها بررسی می شود. البته این گرایش قسمت کوچکی از علم میکروبیولوژی را به خود اختصاص می دهد چرا که از میان میکروبهای شناخته شده فقط حدود ۱۷۰ نوع میکروب، بیماری زا هستند و بقیه میکروبها تاکنون شناخته شده اند، میکروبهایی مفید می باشند.

 

ب) میکروبیولوژی غذایی. بسیاری از مواد غذایی مثل ماست یا پنیر به یاری میکروبها تولید می شوند.

 

ج) میکروبیولوژی صنعتی. در این گرایش از میکروبیولوژی از میکروبهای مفید برای تولید مواد صنعتی مانند اسیدها و کمپوست میکروبی (تهیه کود به یاری مواد زاید و زباله ها) استفاده می شود. همچنین از میکروبها در رفع آلودگی های محیط زیست استفاده می گردد.

 

 

آینده شغلی، بازار کار، درآمد:


میکروبیولوژی پایه و اساس بسیاری از علوم از قبیل: بیوشیمی، بیوتکنولوژی، زنتیک و پزشکی است.

برای مثال یکی از پایه های مستحکمی که پزشکی بر روی آن استوار است، میکروبشناسی است. چون علم میکروبشناسی است که توانسته است در مقابل حملات سهمگین بیماری های بسیار خطرناک و جهانگیر مانند فلج اطفال و یا طاعون با تشخیص، درمان و یا تهیه واکسن و راههای اساسی و موثر در اختیار بشر قرار دهد و باز علم میکروبشناسی است که باید راهی برای نجات انسان از چنگال بیماریهای عفونی جدید پیدا بکند.

یکی از کاربرهای رشته میکروبیولوژی حداقل در بعد سنتی، تشخیص بیماری است چون در آزمایشگاههای تشخیص طبی محققان عمدتاً با بیماریهای عفونی میکروارگانیسم ها سروکار دارند یعنی یا بطور مستقیم به تشخیص میکروارگانیسم ها می پردازند یا به تشخیص آثار حیاتی آنها می پردازند که نهایتاً این آثار حیاتی ما را به سوی یک میکروارگانیسم هدایت می کند مثل ترشح یک آنزیم یا تبدیل قند به اسید که در این موارد ما خود میکروارگانسم را نمی بینیم اما از آثار حیاتی آن می توانیم تشخیص دهیم که با چه میکروارگانیسمی سروکار داریم و این میکروارگانیسم چه بیماری را ایجاد کرده است. با توجه به اینکه متاسفانه امروزه دنیا با خطر شیوع مجدد بیماریهای میکروبی قدیمی و شیوع بیماریهای جدید روبرو است رشته میکروبیولوژی در پیشگیری و جلوگیری از بیماری کاربرد دارد مثل علم واکسینه لوژی که علم جدیدی است و وظیفه آن ساخت واکسنها و سرمهای مختلف می باشد. مواد غذایی و تولید مواد غذایی مختلف اثر میکروارگانیسم ها بسیار قابل توجه است. همچنین رشته میکروبیولوژی در کشاورزی بطور بسیار وسیعی در تشخیص آفات گیاهی، مبارزه با آفات گیاهی و ایجاد مقاومت گیاهی نسبت به آفات (ایجاد گیاهانی مقاوم به آفات و حشرات) مورد استفاده قرار می گیرد.

در صنایع و معادن نیز برای استخراج فلزات سنگین و در تصفیه نفت در گوگردزدایی از نفت مورد استفاده قرار می گیرند. همین استفاده از رشته میکروبیولوژی در گوگردزدایی بسیار مهم است چون در تصفیه نفت مرحله گوگردزدایی بسیار گران تمام می شود. اما میکروارگانیسم هایی هستند که گوگرد را در خودشان تثبیت می کنند و جدا می شوند و به این وسیله می توان بهترین نفت بدون گوگرد را خیلی ارزان به دست آورد.

در محافظت از محیط زیست نیز میکروارگانیسم هایی هستند که تصفیه فاضلابها و مبارزه بیولوژیک با عفونتها آلودگی های فاضلابی مورد استفاده قرار می گیرند و آب سالم و در حقیقت بدون آلودگی تحویل می دهند همچنین در آلودگیهای نفتی میکروبهای نفت خواری هستند که پارافین و خود نفت را به عنوان مواد غذایی استفاده می کنند و توده ای سلولی می سازند که مورد مصرف تغذیه آبزیان را از بین می برد، تبدیل به یک ماده غذایی می کنند که مورد استفاده آبزیان قرار می گیرد. تبدیل به یک ماده غذایی می کنند که مورد استفاده آبزیان را از بین می برد، تبدیل به یک ماده غذایی می کنند که مورد استفاده آبزیان قرار می گیرد. تا حدودی نیز همین کار در خلیج فارس برای تصفیه آلودگی چاههای نفتی کویت انجام گرفت.

حتی در صنعت نساجی نیز این علم به یاری بشر آمده است و به تازگی در صنعت نساجی از میکروارگانیسم ها برای تثبیت نشاسته و آهار دادن پارچه استفاده می شود.

فعالیت در مراکز میکروب شناسی، کارشناسی علوم آزمایشگاهی، بررسی آلودگی های میکروبی مواد غذایی اعم از فرآورده های گیاهی و دامی، صنایع غذایی مراکز تشخیص بیماری میکروبی، ویروس، عوامل و فرآورده های تخمیری و ... نمونه هایی از توانایی های فارغ التحصیلان گرایش میکروبیولوژی است.

سازمان ها و مراکزی مانند وزارت بهداشت و درمان، آزمایشگاه های پاتولوژی و میکروب شناسی بیمارستان ها، بیماری های دامی (دام پزشکی). آزمایشگاه های تشخیص طبی، صنایع غذایی مختلف و کارخانه های کنسروسازی، نوشابه سازی، عصاره گیری میوه ها، عرقیات و صنایع گوشتی و ...

همه و همه محل هایی هستند که فارغ التحصیلان این رشته می توانند در آنها مشغول به کار شوند.

 

 

ظرفیت پذیرش کل و گرایش مختلف:


طی سه سال تحصیلی ۷۵ تا ۷۸ بطور متوسط در هر سال ۲۸ نفر داوطلب در رشته میکروبیولوژی پذیرفته شده اند.

توانایی های جسمی، علمی، روانی و ... مورد نیاز و قابل توصیه

 

 

الف) توانایی علمی:دانشجوی این رشته باید در درس زیست شناسی بخصوص در بخشهایی که به علوم سلولی مولکولی می پردازد و شیمی قوی و توانا باشد.

به هر حال فارغ التحصیلان دیپلم تجربی در این رشته موفق ترند.

 

 

ب) توانایی جسمی:

 

 

ج) علاقمندیها: صبر و حوصله و عشق و علاقه دو نکته اساسی برای موفقیت در رشته میکروبیولوژی است که تمام استادان و دانشجویان این رشته به آن اشاره می کنند چرا که تحقیق در آزمایشگاههای میکروبیولوژی و کشت دادن یک میکروب نیازمند صبر و حوصله است و تحقیق در مورد بیماریهای میکروبی و مبارزه با آنها عشق و علاقه ای وافر می طلبد. این علاقه باید از دو جهت باشد، یکی علقه به مسائل زیستی و دیگری علاقه به کارهای آزمایشگاهی (نظیر کشت میکروارگانیسم ها)

 

دانشجوی این رشته باید از دو توانایی مهم برخوردار باشد که یکی از آنها حافظه ای قوی است چون بیشتر مطالب این رشته تئوری است و دوم قدرت تجزیه و تحلیل است چرا که اگر دانشجویی نتواند از اطلاعاتی که در حافظه اش جمع کرده است، بهره برداری مناسب کرده و تحلیل مناسبی داشته باشد، مثل یک کامپیوتر خاموش می ماند که هیچ استفاده ای از آن نمی شود.

 

 

د) توانایی مالی:


وضعیت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر: (کارشناسی ارشد و ...)

رشته های مشابه و نزدیک به این رشته:

زمین شناسی- علوم سیاسی - جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

وضعیت نیاز کشور به این رشته در حال حاضر:


در مورد موقعیتهای شغلی این رشته : در حال حاضر کارشناسان میکروبیولوژی به عنوان نیروهایی که مسلط به تکنیکهای میکروبیولوژی هستند در پژوهشگاه نفت برای تحقیق بر روی میکروبهای نفت خوار یا گوگردزدایی، در بخش صنایع غذایی در کارخانه های کنسروسازی و کمپوت سازی و در صنایع بهداشتی مشغول به کار هستند اما مسلم است کسی که در رشته میکروب شناسی مدرک لیسانس دارد، باید در کنار یک کارشناس یا متخصص که دارای تحصیلات عالی تری است کار بکند اما اگر دانشجوی این رشته به مدارج بالاتر تحصیلی دست پیدا کند، علاوه بر به دست آوردن اطلاعات جدیدتر، می تواند موقعیتهای شغلی بهتر و متنوع تری داشته باشد.

دکتر همتی نیز با اشاره به موارد فوق می گوید: کاربرد این رشته آنقدر گسترده است که قابل ذگر نیست برای مثال محقق این رشته از یک سوی می تواند به بررسی کاربرد سلاحهای میکروبی و راههای پیشگیری از این سلاحها بپردازد و از سوی دیگر می تواند در کارخانه های عطرسازی به ساخت عطرهای خوشبو به یاری میکروبها مشغول باشد.

دکتر همتی همچنین در مورد امکان داشتن شغل آزاد در این رشته می گوید: تهیه لوازم آزمایشگاهی مورد نیاز در این رشته یکی از شغلهایی است که بعضی از فارغ التحصیلان میکروبیولوژی جذب آن می شوند و در این زمینه خدمات شایسته ای انجام می دهند.

طیبه جلیلی دانشجوی کارشناسی ارشد میکروبیولوژی دانشگاه تهران نیز در مورد موقعیتهای شغلی این رشته می گوید: رشته میکروبیولوژی موقعیتهای شغلی متنوعی دارند که از ان جمله می توان به فعالیت در موسسه استاندارد و یا آزمایشگاههای کارخانجات تهیه مواد بهداشتی و غذایی در جهت تشخیص کیفیت و سلامت این مواد از نظر عدم آلودگی میکروبی (بیماری زا یا مولد فساد) اشاره کرد.

همچنین عده ای از فارغ التحصیلان در مراکز تهیه مواد دارویی مانند تهیه آنتی بیوتیک ها کار می کنند چرا که از برخی میکروارگانیسم ها مانند کپکها و اکتیومیست ها می توان برای تهیه بعضی از آنتی بیوتیک ها مثل پنی سیلین ها و استرپتومایسین استفاده کرد و بالاخره کارخانجات تهیه اسیدها مانند اسید بوتریک و اسید استیک و حلال ها مانند الکل و استون و مراکز تهیه واکسن مانند موسسه رازی و انستیتو پاستور ایران می توانند مراکز جذب فارغ التحصیلان این رشته باشند.

میکروبیولوژی یا زیست شناسی سلولی مولکولی
گاه می شنویم که از رشته میکروبیولوژی با عنوان زیست شناسی سلولی مولکولی یاد می شود. برای مثال در برخی از قسمتهای دفترچه ها راهنمای آزمون سراسری سازمان سنجش آموزش کشور از این رشته با عنوان زیست شناسی سلولی مولکولی یاد شده است و به همین دلیل تعدادی از داوطلبان آزمون سراسری تصور می کنند که رشته میکروبیولوژی همان رشته علوم سلولی مولکولی است و در نتیجه هنگام انتخاب رشته با مشکلاتی روبرو می شوند.

دکتر محمدی درباره تفاوت مابین این دو رشته می گوید: در حقیقت علم میکروبیولوژی سلول (به اصطلاح چگونگی کارکردن و سوخت و ساز بدن سلول) صحبت می شود، در واقع ساختار سلول به عنوان یک میکروارگانیسم مورد بررسی قرار می گیرد، اما این باعث نمی شود که دو رشته فوق را یکی بدانیم چون علوم سلولی مولکولی از حیطه فعالیتهای بیرونی میکروب خارج شده و وارد فعالیتهای درونی آن می شود، در حالیکه در علم میکروبیولوژی تاثیرات بیرونی میکروارگانیسم ها مطالعه می شود. برای مثال شما در علم میکروبیولوژی نگاه می کنید که میکروارگانیسم مورد نظر شما نظر شما چه نوع بیماری ایجاد کرده و از روی آثار بیماری حدس می زنید میکروارگانیسمی را که بررسی می کنید، چه نوع میکروبی است.

دکتر محمدی همچنین در مورد نام رشته میکروبیولوژی می گوید: با توجه به این که امروزه علوم بسیار ریز، جزئی و تخصص شده است، بهتر است که دو علم میکروبیولوژی و علوم سلولی و مولکولی در کنار یکدیگر و با نام تخصصی خود به علم زیست شناسی خدمت بکنند نه اینکه یک علم، دیگری را احاطه بکند. مثلاً اگر بخواهیم میکروبیولوژی را زیر مجموعه ای از علوم سلولی و مولکولی بدانیم، اشتباه است چون بعضی از اوقات علوم سلولی و مولکولی کاری به میکروارگانیسم ها ندارد و در مورد سلولهای یوکاریوتی یا سلولهای انسانی صحبت می کند.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : zarinskin |

 

شیر بخورید تاعضلانی شوید

 

قسمتي از مطالعات انجام شده در رابطه با خوردن شير پس از تمرينات سنگين با وزنه نشان مي دهد که شير باعث مي شود تمرين کنندگان چربي بيشتري از دست بدهند (بسوزانند).

 

محققان ، 55 جوان بين 18 تا 30 سال را در 3 گروه قرار دادند و آنها را به مدت 12 هفته و در هر هفته 5 روز تحت تمرينات سخت با وزنه قرار دادند و تمريناتشان را مطابق برنامه دنبال کردند. در حين تمرين شرکت کنندگان گروه اول از 2 فنجان شير رقيق شده و بسيار کم چربي ، گروه دوم از جوشانده سبوس با همان مقدار پروتئين و انرژي و گروه سوم از نوشيدني هاي کربوهيدراتي با همان مقدار پروتئين استفاده مي کردند که تقريبا معادل 600 تا 700 ميلي ليتر از نوشابه هاي نمونه مشابه ورزشي است.

 

به محض پايان يافتن مطالعات ، محققان دريافتند گروهي که در حين تمرين شير مي خورند 2 برابر بيشتر چربي از دست داده اند (حدود 2پوند). اين در حالي بود که گروه مصرف کننده نوشيدني هاي کربوهيدراتي يک پوند از چربي شان کم شده و گروه مصرف کننده جوشانده سبوس هيچ چربي از دست نداده بودند.همچنين گروه مصرف کننده شير نسبت به 2 گروه ديگر در همان مدت بيشتر عضلاني شده بودند.پروفسور فيليپس مي گويد: از دست دادن چربي بيش از چيزي بود که ما فکر مي کرديم.

 

من فکر مي کنم مفاهيم سودمند اين تحقيق کاملا روشن و آشکار است.اگر مي خواهيد بدني عضلاني داشته باشيد و چربي هايتان را از بين ببريد، هنگام ورزش و تمرين شير کم چربي بنوشيد.نکته ديگري که در اين تحقيق روشن شد اين بود که براساس حجم عضله ، مصرف کنندگان شير در صدر اين فهرست قرار داشتند و حجم عضلاتشان حدود 40 درصد (2.5 پوند) نسبت به مصرف کنندگان نوشيدني هاي کربوهيدراتي و 63 درصد (3.3 پوند) نسبت به گروه مصرف کنندگان جوشانده سبوس بيشتر بود.شايد شير به خاطر کلسيم و نقشي که در حمايت از سلامت استخوان ها ايفا مي کند، شناخته شود، اما محققان قويا قدرت شير را براي کمک به رشد عضلات و افزايش ميزان دفع چربي از بدن يادآوري مي کنند.به طور کلي شير يک نوشيدني مطلوب و ايده آل براي کساني است که تمرينات ورزشي منظمي را دنبال مي کنند.

منبع:khanevadeyema.com



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : zarinskin |
رپورتاژ
اجاره ماشین های لوکس در تهران

فال حافظ
خرید دستگاه حضور و غیاب
فروش جوجه بوقلمون - اردک - مرغ بومی - شترمرغ
چرا مردم به تور کیش دبی مالزی و تایلند روی آوردند
استفاده از میز و صندلی های استاندارد در تالار عروسی
معرفی بهترین سایت های خرید بلیط های چارتری
بهترین راه برای انتخاب آتلیه عروس
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
جاذبه های گردشگری ایران در شهرهای کرمانشاه تبریز و تورهای نوروزی 96 اروپا روسیه
اتوبار تهران با نامی آشنا
بازی اندروید
هدایای تبلیغاتی
دانلود آهنگ جدید
مدل لباس عروس
چگونگی افزایش زیبایی با جراحی زیبایی
راهکار های یافتن بهترین جراح پلاستیک
همه چیز در مورد جراحی بینی
مطالب لادین

لینک های مفید
معماری داخلی | فروش مکمل بدنسازی | استخر شیشه ای | ثبت آگهی | نازایی | درج آگهی رایگان |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.